وبلاگ رسمي محمد طلوعي

شعرهایی از وانگ وی
۱۳۸٧/٧/٩ ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )

عزیمت

پیاده شدن از اسبم

برای نوشیدن شراب با تو

از تو پرسیدم

"کجا می روی؟"

جواب دادی

آرزوهات برآورده نشدند

به کوه های جنوب بر می گشتی

بعد رفتی

چیز دیگری نپرسیدم

و ابرهای سفید مدام غوطه ورند

 

وانگ وی/ محمد طلوعی،آزاده شاهمیری

Wang Wei (A.D. 701-761) / Azade Shahmiri  ,Mohammad Tolouei

 

خداحافظی

در میان کوه ها

ما خداحافظی کردیم

خورشید پایین رفت

و دریچه ی دروازه را بستم

علف دوباره سبز خواهد شد در بهاری دیگر

اما بهترینِ دوستان من

بر می گردد یا نه؟

 

وانگ وی/ محمد طلوعی،آزاده شاهمیری

Wang Wei (A.D. 701-761) / Azade Shahmiri  ,Mohammad Tolouei



:: برچسب‌ها: ترجمه