وبلاگ رسمي محمد طلوعي

 
۱۳۸۳/۱/۱٤ ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )

**کدام نیسان شاه سیاه پوشان را به رم برد**

دو پیر بر سر دوراه ایستاده بودند

یکی به راست اشاره کرد

یکی به سنگلاخ

بادی نبود سبداش را بپراند

از سر شهرهای شنیده

به تواتر مثلا این راه به رم می رسد

آن راه به رم

وقتی همه ی راه ها هم مقصداند،پیرها این جا چه می کنند

یکی گفت: از این طرف به رم می رسی

کمتر و بیشتر می رسی

آخرین نفری که رد شده کارت پستال فرستاده

تواتر شنیدن حکم دید را دارد

پیر یسار خودش ندیده

اما عاقله مرد آن یکی راه را نشان می دهد

روی تابلو نوشته

آهسته برانید که رم نزدیک است

وقتی همه جا تابلو دارد این پیرها چه کاره اند

شاه سیاه پوشان در سبد معطل نشسته از کدام راه برود

دوره ی نظامی است دیگر

همه به زور اسلحه راه می روند

شمشیر که می کشد

دو پیر در رداهای شان غیب می شوند

و شاه منتظر نیسانی است

تا از کدام راه برود.



:: برچسب‌ها: شعر