وبلاگ رسمي محمد طلوعي

طرح فیلم نامه ی نصرت
۱۳۸۱/٩/٢٩ ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )
این یک طرح فیلم نامه است که جاهایی اش می لنگد،جاهایی در نیامده و جاهایی درست به هم چفت نمی شود.برای بهتر شدن اش ایده بدهید.



روی لیدر سیاه صدای نصرت شنیده می شود.
هر چه دیدم از تو دیدم/از تو ای دریای من ای شعر/ای دریغا دوست ات دارم/باز هم می خواهمت دریا! روی صفحه ی سیاه با سفید نوشته می شود «و کلمه خدا بود» سخت می گریم به دامانت مبادا خشک گردی/همچو بوتیمار/او هم هستی خود را نهاده بر سر این کارروی صفحه ی سیاه با سفید نوشته می شود «بوتیمار» شاعر غم های جاوید است نصرت/مرغ اندوه است بوتیمار.

شب/خارجی،داخلی/کوچه ی منتهی به خانه ی نصرت،خانه ی نصرت.
در سیاهی کوچه ای دری دیده می شود و دستی کلیدی به در می اندازد.در را باز می کند و سیاهی خانه ای پیدا می شود.در را پشت سر می بندد و کلید برق را می زند.چراغ سوخته و روشن نمی شود.تا جایی که به کلید بعدی برسد پیش می رود و چراغ را روشن می کند.حیاط روشن می شود.از حیاط به پله کانی که به طبقه ی بالای می رود،می رسد و از پله ها بالا می رود.پرهیبی در اتاق را باز می کند و تو می رود؛چراغ را روشن می کند و در را پشت سرش می بندد.(دوربین)پشت در تا سپیده بزند می ماند.خروس می خواند،سه بار.

صبح/خارجی/گورستان
آسمان روزی آفتابی با لکه های ابر پراکنده.(دوربین)در حال اوج گرفتن است. دیریست تا خروس بر کشیده بانگ سوم خود را/و انکار ما تثبیت گشته است/هرگز عروج را باور نمی کنم.
(دوربین)اوج گرفته ،می افتد.مردی در حال نقر سنگ است و در چهار جهت اش تا چشم کار می کند،سنگ قبر چیده شده.(دوربین)تا نزدیک دستی که چکش دارد پایین می آید. اما ...فرود،بی چتر نجات در جلجتا/پرواز در حیات مسیحاست!
(دوربین)روی زمین افتاده،مثل کسی که از ارتفاع بیافتد و صورت اش روی زمین بماند.مرد حجار با قلم سیاه توی سنگ را رنگ می کند «نصرت رحمانی» .


ادامه دارد...


:: برچسب‌ها: فیلم‌نامه