وبلاگ رسمي محمد طلوعي

وردهای هزار سال سوم غول چراغ
۱۳۸٥/۱٢/٤ ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )
وردهای هزار سال سوم غول چراغ

 

من و این چراغ بی‌خیال شده‌ایم

 

نه او پی روشنی است نه من سراغ تو

 

کدام موج را بگیرم که از تو رد نشود

 

وردی برای برگشتنت بلدم که نمی‌خوانم

 

بخند و بگو دروغ می‌گویم

 

می‌گویم خوابی که دیدنش را ترک کرده‌ام

 

تنی که از یادش رفته‌ام

 

دری که باز مانده تا بیایی

 

وجهان به شکل اولش برمی‌گردد

 

به بی شکلی اولش

 



:: برچسب‌ها: شعر