وبلاگ رسمي محمد طلوعي

طرح فیلم نامه ی نصرت
۱۳۸۱/٩/۳٠ ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )
ظهر/داخلی/اتاق
مردی در گرمای ظهر به خواب قیلوله است.ساعت شماطه داری زنگ می زند و مرد خاموش اش می کند و از رختخواب بلند می شود. و آب بود که می رفت/کوچه خلوت بود/صدای قلب تو آری /صدای قلب تو پاشید بر در و دیوار
مرد با شتاب لباس می پوشد،دگمه هایش را می اندازد و کفش پا می کند. و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب/میان بند بند کهنه ی دیوار آجری گم شد.

خارجی/کوچه ای در محله ای پایین شهر تهزان
کوچه ی خالی با دورنمای خالی،صدای تیک تاک ساعت که تبدیل به صدای پاهایی می شوند که می دوند.مرد به کوچه می رسد و می ایستد. فضای کوچه ی میعاد/طنین خاطره ی ضربه های گام تو را/به ذهن منجمد سنگ فرش امانت داد/و آب بود که می رفت.

روز/داخلی/کافه فردوس
سیگاری در دستی مانده و خاکسترش به ته رسیده.رعشه ای ریز و ناگهانی و خاکستر سیگار می ریزد. ثقیل می آید/چرا؟/که سنگ کوچه ی بی انتظار اگر بودی/سخن روال دگر داشت

ظهر/داخلی/اتاف
مرد در گرمای ظهر در خواب قیلوله است.ساعت زنگ می زند و دستی زنانه خاموش اش می کند.مرد سرش را بالا می آورد و دنبال کسی می گردد که ساعت را از صدا انداخته. به آب بوسه زدی/خنده در شکاف لبت آب گشت/جاری گشت.



ادامه دارد...


:: برچسب‌ها: فیلم‌نامه