وبلاگ رسمي محمد طلوعي

طرح فیلم نامه ی نصرت
۱۳۸۱/۱٠/۱ ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد طلوعی ( نظرات )
گفتند: ایده ات را روی بلاگ نگذار.
گفتم:مگر این جا شاه راه تبادل اطلاعات آزاد نیست؟مگر این جا یی نیست که کارهایی که مدت هاست مثل خوره آدم را می خورد می شود بروز داد؟گفتم اصلا مگر ین همان جایی نیست که ما آزادی های نداشته،کارهای نکرده،فکرهای عجیب مان را تویش رها کنیم؟
گفتند: زیاد جدی گرفتی.
نمی دانم از کی می شود خودمان کار خودمان را باور کنیم.
هر کس می تواند ایده،طرح،فیلم نامه یا هر چیزی که شما صدایش می کنید را بدزدد،برداشت کند هم آن پنداری کند یا هر کار دیگری.احتیاج به اجازه یا ذکر منبع یا هر چیز دیگری ندارد.



ظهر/داخلی/اتاق
دختری با لباس سفید،روبروی پنجره ایستاده و بیرون را نگاه می کند.ضد نور است و تنها هیکل اش دیده می شود.چه می توانم گفت:/دوباره پرسیدم.همه چیز سفید می شود.
(فیدover )
در سفیدی مطلق صدای نطرت می آید. سکوت
(فیدin )


روز/داخلی/کافه فردوس
روی میز فنجان نیم خورده و سیگاری که تازه خاموش اش کرده اند و دوداش بلند می شود(دوربین)عقب می کشد.سکوت درمان نیست/اگر نهفتن درد التیام واهی بود/لبان خسته ی من قفل آهنین می شد.صندلی های خالی با دورنمای صندلی های خالی.فضا دود گرفته است و انگار همین حالا همه ی آدم ها بیرون رفته اند.(دوربین)عقب می کشد و از کافه ی خالی به خیابان می رسد.و آب بود که می رفت/باد می آمد/شکوفه ی لبخند/کنار جوی لبانت/خموش می پژمرد.


ظهر/خارجی/کوچه ای در محله ای پایین شهر تهران
(دوربین)با ارتفاع کم بر خلاف جریان جوی آبی حرکت می کند.کوچه تا چشم کار می کند خالی است و ساعت شماطه داری در جوی آب پیش می آید.چه کوچه خلوت بود.





ادامه دارد...


:: برچسب‌ها: فیلم‌نامه