موج کارآموزی مرا گرفته توی بغل

زندگی ما را غرق کرد و به ساحل انداخت

موجی که من را به تو می رساند

بی نشانی دقيق

بی شناخت خرسنگ ها و جلبک ها

تو درست روی همان صندلی نشسته بودی که بايد

و من را موجی بغل کرده بود

بی تجربه ی رساندن عاشقی 

که کدام لحظه رهايم کند

تا وزن ام پيش تو بکشد

يا جاذبه ی دست هات

ديگر از کجا که دوباره

درست بيافتی همين جا

و همه ی اين سال ها انتظار

به موهايم رحم کند

*

من و اين موج ديگر اياق شده ايم

ديگر نه او کارآموز است

نه من حال موج سواری دارم

می نشينيم و راجع به دختری حرف می زنيم

که روزی از کنارش گذشتيم.

/ 8 نظر / 12 بازدید
ميثم يوسفي

خواهش می کنم. خوشحالم که در دنيای نت هم می بينم کارهاتون رو. اميدوارم تعامل خوبی بينمون باشه. در مورد اين کار آخريتون هم به زيبايی ديگر کارهاتون نبود. کتاب هم همينطور بود. نوسان تو قدرت يا ضعف شعرهاتون زياده. ولی قوی ها واقعا قوی اند! شاد باشيد و درست.

حسین نوروزی

..سلام محمد...اين روزا خيلی می بينمت هااااااا ! تو پکا و اين جا و همه جا ............. می خوامت خب که هی ميبينمت ! م م م م م م...

مرتضا

شعر سپيد هم يک جور موج سواريست / اين موج ها عاقبت خوبی داشت و از خطر خبری نبود / بگذريم / بعد می نشينيم و حرف می زنيم / راستی کجايی چرا ؟

پیچای

همانطور که وعده کرده بودیم در دانشگاه، آمدم و خواندم / دستت درد نکند / موفق باشی / بدرود

marjan

مثل هميشه بی نظير! تو معرکه ای پسر!!!!!!!!!!!

سجاد جهانشاهی

سلام..انسان وقت خويش است ...و قت ارزو /وقت جنون /و..وقت مرگ خويش است ..../انسان خود نو شته ای است وقتيکه(نوشتن:فاصله ی دو مرگ است

احمد زاهدی لنگرودی

استاد و رفیق گرامی سلام / امیدوارم این را ببینی! / تماس گذفتم و نتوانستم تو را پیدا کنم / وبلاگ گروهی شعر چکش را که توسط دوستانمان از گوشه و کنار جهان به روز می شود ببین و به آن بپیوند / شاد و موفق باشی / احمد

Sela

سلام .بسيار لذت بردم ... هرچند آزرده ای از اين محيطم اما نتوانستم به شما نگويم که چقدر لطيف مينويسيد . همیشه برايتان همان صندلی را همانگونه سبز در جای خود ميخواهم . بدرود .