/ 7 نظر / 19 بازدید
marasad

سلام. خيلی ممنون به خاطر ماجرای لب‌ها. وبلاگت خيلی خوبه.کتابتم حتمن می‌گيرم چون مرتضی رو کاراشو ديدم.

م.روان شيد

سلام دوست من . قبل از هر چيز سال نو را برايت خوش يمن و سرشار از سلامت و بركت برايت مي خواهم . بعد اينكه متاسفانه اين سال ها ديگر آن سرزندگي و سرخوشي يي كه سراغ داشتي در من كمتر مي توان ديد . زندگي گاهي رفتار چندگانه اي با آدم دارد . اين روزها گرفتار يك جور برگشت به گذشته شده ام - يك جور نوستالژيا - ريش و سبيل سفيد هم انگار به آن كمك مي كند - بد جوري دلم مي خواهد برگردم به گذشته و مثل يك نوجوان عاشق باشم . نمي دانم شعرهاي عاشقانه ام را اخيرا خوانده اي يا نه اما بد جوري به اين مقوله نزديك شده ام و يك جور غرق شدن را دارم حس مي كنم اما دريغ كه اين سن ديگر آن سن نيست و (او) ديگر در جايگاهي دور از دسترس ايستاده است ... دوست من متاسفانه تو را هنوز به ياد نياورده ام - اين هم شايد نشان از گذر عمر باشد . خودت را براينم بهتر معرفي كن - مي خواهم از گذشته ي خودم بيشتر بدانم . سبز بمان و سربلند .

عليرضا بهنام

دوست گرامی درود بر شما ... اميدوارم بهاری شادمانه داشته باشيد .... متاسفانه حافظه عليل من ياری نمی کند که کجا افتخار آشنايی با شما نصيبم شده است ... بگذاريد به حساب مشغله های بيهوده زمانه که باعث می شود آدم گاهی تلفن خانه اش را هم فراموش کند.... به هر حال خوشحال می شوم که آثارتان را مطالعه کنم اگرچه فرستادنش اسباب زحمت است و اگر فکر می کنيد در تهران فروشگاهی می فروشدش خوشحال می شوم معرفی کنيد تا تهيه کنم . والا که لطف کنيد ايميل بگذاريد تا نشانی برايتان بفرستم.... مهر افزون ... به اميد ديدار

azar kiani

سلام.سال نو بر شما مبارک.مرسی از شعر زيبائی که لطف نموديد.موفق باشيد.

نرگس موسوی

بايد راجع به دانوب تحقيق کنم/چرا دانوب پيروز باشيد