**تشنه تر از آنم که هل من تائب، هل من مستغفر بخوانم**

بهرام که گور می گرفت همه عمر

گور پدرش

من بهرام شهرام سرم نمی شود

این گور به گور شدن

تشنه ترم می کند

یک روز پرلاشز

یک روز امام زاده طاهر

یا بی نام و نشان های میدان خراسان

این بولدوزر که رد می شود نمی داند

فرقی ندارد

بهرام سوارش باشد

یا گور بیافتد به چاله ی سجع

این جا آدم مدام تشنه اش می شود

وزبانه های آتش از دهان من سرریز می شوند

- تصویر شاعرانه ای است که زن ام به خاطر این شغل غر نزند -

و گرنه من

فقط نفت این آتش ها را جور می کنم

بقیه اش با صاحب قبر است

که باران رحمتی بر سرش ببارد و آتش را خاموش کند.

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
marmalade

شعرتو دوست داشتم، مرسی. يه سوال: تو سينما می‌خونی؟ فکر کنم همو می‌شناسيم اگه همون محمد طلوعی باشي!!!

ايلشن جلاسي

سلام ممنون که سر زديد باز هم خواهم آمد ... يا علی تا بعد!

elham

سلام آقای طلوعی. ممنون که به وبلاگ من سر زديد. معذرت می خوام که بی اجازه از شعر شما استفاده کردم. چون زيبا بود و امکان دسترسی به شما هم که نبود. لذا من بدون اجازه از اون استفاده کردم. اميدوارم همواره موفق٬ شاد و پيروز باشيد.

وحید

کتابت خيلی جالبه .. هم شعرهات هم تصويرگريش... خوشحال شدم ديدم وبلاگ می نويسی

مهري جعفري

سلام. خوب بود. از ديدن وبلاگتان خوشحال شدم. موفق باشيد.

روزبه

آفففريت خيلی زيبا ...خيلی با مغز...روزبه

n.majnoon

من شعر می خوانم/از اين نوشته ها سرم نمی شود./

نرگس موسوی

سلام ظاهرا هیچ کس نقد نمی کنه /اقای طلوعی به نظر من پایان بندی شعرتون فرصت فکر کردن و تاویلهای دیگر را از مخاطب میگیردو شعر را بسته و محدود میکند ولی خوبی شعرهایتان فضاهای متنوع ان است و این یک پوان مثبت برای یک شاعر حرفه ای است.ممنون از ایمیلتون.

محسن فتحی زاده

درود.شعرهای زيبايی نوشتی دوست من.از ديدن وب‌لاگت خوشحال شدم.

نرگس موسوی

از توضیحتون ممنون ولی به نظر من شعر منظور شما رو از نیسان نمی رسونه. در ضمن شما را نمیشود ضمیمه کتابتون کرد متوجه که هستید.(مرگ مولف)///یک اثر خودش باید بیانگر افکار و مواردی رو که مولفش مد نظر داره دارا باشه. میدونم که موفق میشوید.