رویای شاعری که مایاکوفکسی نشد اما مثل او مرد

 

رویای شاعری که مایاکوفکسی نشد اما مثل او مرد

به رویایی چنگ می‌زتم که نیست

به تنی که نیست

زنی که زندگی می‌کند

زندگی می‌کرد

زندگی می‌کرده توی سر من

وقتی شفیره‌اش را بشکافد

مثل شلیک گلوله‌ای به شقیقه‌ام در سی و دو سالگی

پرواز می‌کنم.

 

/ 10 نظر / 19 بازدید
سايه

سلام. اون شعر رو فهميدم ترجمه بود.از متنش خوشم اومد.همين طور از اين يکی. پاينده باشی.

رضا

شعر بدی نبود. از تو بيش از اين انتظار داريم.

مصطفی

آقا چوب کاری نکنید. حالا ما تو عمرمون یه دونه فیلم دیدیم ذوق کردیم یه چیزی نوشتیم. شما مارو خجالت زده می‌کنی. خیلی از نقدها ترجمه شده. شما که بهتر می‌دونی رئیس جان! ولی دارم یه شبه لکچر ازش در می‌آرم. اگه خوب بشه خوبه.

مريم

Me and you Are the disencumbrances of coasts of love In the broad and eminent plains of memories Me and you Are from the tribe of affection and sympathy A drip of boundless sea of love Me and you Are from foreign lands Nostalgia settled in the heart of centuries Tempered of patulous violences of times And bereaved from connection of enthusiasm Me and you Free of improper believes Awaiting rising of happiness Me and you When watching rainbow Be silent The sound of god and goodness Me and you Are at the eminent peak of love Pure and hopeful to green tomarows With the beauty of paragon So come to me To collpse all walls of distances Come to me and break my silence And put out the flame of my poetry Since you are a natural poem The melody of love ترجمه از فارسي . شما ترجمه كنيد . مسلما با اصل آن فرق دارد اما مفهوم يكي بايد باشد . منتظرم

محسن

کاشکی تو کله همه فقط زنی بود که با شليک بيرون ميومد

...

خسته نباشيد

...

خسته نباشيد

بی نام

به نظرم خيلی پر مدعايی ديوونه باورت نشه که يه گهی هستی