سلام

سلام.من هنوز گم ام اما کتاب ام بيرون آمده. اسم اش هست خاطرات بندباز.يکی دوتا از شعر هاش توی بلاگ هست. باقی را می توانيد بخريد و بخوانيد. يک آدم دوست داشتنی هم تصويرگر کتاب ام است. مرتضی زاهدی. برنده ژلاک طلای جشنواره بلونيای ۲۰۰۳ ، براتيسلاوای ۲۰۰۱ و ....

/ 44 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزوها ...

ممکنه اسم انتشارات رو هم عنوان کنيد / دسترسی بهش ساده تر ميشه ... / موفق و پيروز باشيد .

نيروانا

ببخشيد.بخدا کلی امتحان داشتم. فردا نمی توانم بيام اما پنجشنبه ديگه ميام.ساعت ۵ خوبه؟ راستی کتاب منم در اومد.ميارم واست.چاااکريم!

گمنــــــــــــــــام مــــــــــــــــــــــرد

سلام دوست عزيز..اميدوارم که حال شما خوب باشه....با ارزوی موفقيت روز افزون شما.....اميدوارم هميشه قلموتون سبز باشه...بزن رفيق که با ناله ستار بگريم...بزن رفيق که در روزگار يار نديدم ز يار شکوه کنم يا ز روزگار بگريم...موفق و شاد باشيد....اگر ما رو قابل دونستيد پيش ما بياييد درسه کلبه خرابه ای بیش نیست و به ژای کلبه با صفای شما نمیرسه و حقير هست ولی تو دلمون يک جايی برات درست ميکنيم بهترین جای خونمون رو مطمئن باش که اميدوارم خوشتون بياد....يا حق..گمنام مرد

لطفي

بسمه تعالي آثارتان را چاپ و منتشر مي كنيم مجله ((اثر اول)) در زمينه ادبيات، شعر، داستان كوتاه ، فيلمنامه و مقالات و نقذ آثار مرتبط بزودي منتشر مي گردد اين مجله قصد دارد به معرفي اديبان و ادب دوستان جوان و آنانكه در كنج خلوت دل گام به اين وادي نهاده اند بپردازد. لذا در صورت تمايل، لطفا آثار منتشر نشده خود را به نشاني زير ارسال نمائيد. پس از تائيد و قبل از چاپ با شما تماس گرفته خواهد شد halotfiir@yahoo.com آثار خود را با فرمت word97 و به صورت ضميمه به ايميل، ارسال نمائيد متشكرم سردبير: حسينعلي لطفي

remo aliani

و دیگر این که به قول دوستی قصه نويس نوشتن لخت شدن است و نويسنده وقتی می نويسد خودش را لخت ميکند و به قول همان دوست وقتی در مقابل چشم ديگران لخت می شوی بايد انتظار انواع اظهار نظر را داشته باشی از وای چقدر قشنگه تا اه مثه عنتره تا الان ساعت چنده تا سلام تا آخيش تا لطفا سری به من بزنید تا کجايی بابا بی معرفت تا ارادت.

remo aliani

سلام دوست گرامی و ممنون بابت کتاب ها. هنوز سر فرصت نشده است تا سری ممتد به کتابت بزنم. اما کتاب سازی ات(تولید کتاب) خوب است. يعنی بسيار خوب است. به خصوص کتاب اورفه جلد بسيار خوبی دارد. کتاب خودت هم اگر کمی تاريکی جلد کمتر بود چقدر بهتر بود و يا اگر تصوير ها مزاحم نبودند چقدر بهتر بود. تصاویر نسبت به حروف معمولا نسبت های متفاوتی بازی می کنند. یا موازی اند یا درهم اند و یا یکی بر دیگری غالب. و البته گاهی یکی اند. واین تفکیک بیشتر در مورد نوشتار ترانس فونیک صادق است که کلمه بیشتر صدا در می آورد تا تصویر داشته باشد. این ها را برای این می گویم که شعر تو بدون آن تصاویر هم حیات دارد. و چرخیدن پر سر و صدای تصاویر به دنبال حروف گاهی وقتها اذیت می کند و آدم تحریک می شود ولوم تصویر را ببندد. به هر حال تا الان الان آن چه از شعر تو یادم هست آدم هاند و آن بوسيدن ميان جمع و آن قطعه هنرمندان برای شعرهای نسروده و آن آدمک مرکبی آويخته به جلد کتاب

nima taban

سلام وبلاگ خوبی داری والسلام

remo

و يک نکته ی به جامانده اين که آن بخش لخت شدن به آن اظهار نظر شما درباب اظهار نظرهای وب من باز می گردد.